گوهرشناسی - ویژگی گوهر سنگ ها

ﻓﺻل اول : وﻳژﮔﻲ ﻫﺎي ﮔوﻫر ﺳﻧﮓ ﻫﺎ

 

ﺳﺎﺧﺗﺎر زﻣﻳن و اﻧواع ﺳﻧﮓ ﻫﺎ

 

ﺿﺧﺎﻣت ﭘوﺳﺗﻪ 6- 80 کیلومتر (Crust)

ﺿﺧﺎﻣت ﺟﺑﻪ 2900 کیلومتر (Mantle)

ﺿﺧﺎﻣت ﻫﺳﺗﻪ 3370 کیلومتر (Core)

 

لایه های زمین

 

ﺳﻧﮓ ﺷﻧﺎﺳﻲ :(Petrology) ﻋﻟم ﻣﻧﺷﺎء، ﺗﺎرﻳخ، ﻣﺣﻳﻃ ﺗﺷﻜﻳل، ﺳﺎﺧﺗﺎر، ﺗرﻛﻳب ﺷﻳﻣﻳﺎﻳﻲ و رده ﺑﻧدي ﺳﻧﮕﻬﺎ اﺳت.

ﺳﻧﮓ :(Rock) ﻣﺟﻣوﻋﻪ اي از ﻛﺎﻧﻳﻬﺎ ﻛﻪ در ﺷراﻳﻃ ﻳﻛﺳﺎن ﺗﺷﻛﻳل ﺷده ﺑﺎﺷﻧد را ﺳﻧﮓ ﻣﻲ ﮔوﻳﻧد. در ﻋﻟوم ﻣرﺑوﻃ ﺑﻪ زﻣﻳن و زﻣﻳن ﺷﻧﺎﺳﻲ ﺑﺟﺎي ﮔوﻫرﺳﻧﮓ در ﮔوﻫرﺷﻧﺎﺳﻲ، از ﺳﻧﮓ و ﻛﺎﻧﻲ ﺳﺧن ﮔﻓﺗﻪ ﻣﻲ ﺷود و ﺷﺎﻣل ﻣوارد زﻳر اﺳت:

١ـ ﺳﻧﮓ آذرﻳن (Igneous rock)

٢ـ ﺳﻧﮓ دﮔرﮔوﻧﻲ (Metamorphic Rock)

٣ـ ﺳﻧﮓ رﺳوﺑﻲ (Sedimentary Rock)

 

ﺳﻧﮓ ﻫﺎی آذرﻳن :(Igneous Rocks)

اﻳن ﺳﻧﮓ ﻫﺎ از ﺗﺑﻟور ﻣﺎده ﻣذاب دروﻧﻲ زﻣﻳن در ﺑﻳرون ﻳﺎ درون زﻣﻳن ﺗﺷﻛﻳل ﻣﻲ ﮔردﻧد.

ﺳﻧﮓ ﻫﺎی رﺳوﺑﻲ :(Sedimentary Rocks)

اﻳن ﺳﻧﮓ ﻫﺎ در اﺛر ﺗﻪ ﻧﺷﺳت ﻣواد رﺳوﺑﻲ در ﺣوﺿﻪ ﻫﺎی رﺳوب ﮔذاری ﺷﻛل ﻣﻲ ﮔﻳرﻧد.

ﺳﻧﮓ ﻫﺎی دﮔرﮔوﻧﻲ :(Metamorphic Rocks)

اﻳن ﺳﻧﮓ ﻫﺎ در اﺛر ﺑﺎﻻ رﻓﺗن دﻣﺎ و ﻓﺷﺎر و ﻳﺎ در اﺛر ﻣﺣﻟول ﻫﺎی ﺷﻳﻣﻳﺎﻳﻲ ﺑر روی ﺳﻧﮓ ﻫﺎی ﻗدﻳﻣﻲ ﺗر ﺑوﺟود ﻣﻲ آﻳﻧد.

 

واژه ﻫﺎی ﮔوﻫرﺷﻧﺎﺳﻲ

ﮔوﻫر و ﮔوﻫرﺳﻧﮓ :(Gem and gemstone)

ﺑرای واژه ﮔوﻫر و ﮔوﻫرﺳﻧﮓ ﻫﻧوز ﺗﻌرﻳﻓﻲ ﻫﻣﮕﺎﻧﻲ ﻣورد ﭘذﻳرش ﻗرار ﻧﮕرﻓﺗﻪ اﺳت. اﻣﺎ ﺗﻣﺎﻣﻲﺗﻌﺎرﻳف اراﺋﻪ ﺷده ﺗﺎ اﻧدازه ای ﺑر وﻳژﮔﻲ و زﻳﺑﺎﻳﻲ آﻧﻬﺎ دﻻﻟت دارﻧد. ﺑﻳﺷﺗر ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎ ﻛﺎﻧﻲ (ﻣﺎﻧﻧد اﻟﻣﺎس)، ﻣﺟﻣوﻋﻪﻫﺎی ﻛﺎﻧﻳﺎﻳﻲ (ﻣﺎﻧﻧد ﻻﭘﻳس ﻻزوﻟﻲ)، ﻳﺎ ﺳﻧﮓ (ﻣﺎﻧﻧد اوﻧﻳﻜس ﻣرﻣری) ﻫﺳﺗﻧد. ﭘﺎره ای از آﻧﻬﺎ از ﻣواد آﻟﻲ ﺗﺷﻜﻳل ﺷده اﻧد (ﻣﺎﻧﻧد ﻛﻬرﺑﺎ) و ﻣواد ﮔوﻫری دﻳﮕر ﺳﺎﺧﺗﮕﻲ ﻫﺳﺗﻧد (ﻣﺎﻧﻧد ﻳﺎگ).

ﻣرز ﻣﺷﺧﺻﻲ ﻣﺎﺑﻳن ﻣواد ﮔوﻫری وﺟود ﻧدارد و ﭼوب، زﻏﺎل، اﺳﺗﺧوان، ﺷﻳﺷﻪ و ﻓﻟز ﻫﻣﮕﻲ ﺑرای ﺗزﺋﻳن اﺳﺗﻓﺎده ﻣﻲ ﺷوﻧد. ﭘﺎره ای ﻧﻣوﻧﻪ ﻫﺎ ﻣﺎﻧﻧد ﻛﻬرﺑﺎی ﺳﻳﺎه (ﻧوﻋﻲ زﻏﺎل)، ﻋﺎج (دﻧدان ﻓﻳل ﻫﻣﭼﻧﻳن دﻧدان دﻳﮕر ﺣﻳواﻧﺎت ﺑزرگ ﺟﺛﻪ)، ﻣوﻟداوﻳت (ﻣﺣﺻول ﺷﻳﺷﻪ ﻣﺎﻧﻧد ﺑرﺧورد ﻳﻚ ﺷﻬﺎﺑﺳﻧﮓ)، ﺗﻜﻪ ﻫﺎی ﻃﻼ (ﻛﻣﺎﺑﻳش ﺗﻜﻪﻫﺎی زﻣﺧت ﺑزرگ) و ﺣﺗﻲ ﻓﺳﻳل در ﺑﻌﺿﻲ ﻣواﻗﻊ ﺑرای ﺗزﺋﻳن ﺑﻜﺎر ﺑرده ﻣﻲ ﺷوﻧد.

ﮔوﻫرﺷﻧﺎﺳﻲ :(Gemology)

در ﺳﻃﺢ ﺑﻳن اﻟﻣﻟﻟﻲ، ﻋﻟوم ﻣرﺑوﻃ ﺑﻪ ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎ را ﮔوﻫرﺷﻧﺎﺳﻲ ﻣﻲ ﮔوﻳﻧد.

ﮔوﻫرﺳﻧﮓ رﻧﮕﻳن :(Color Stones)

ﻳﻚ واژه ﺗﺟﺎری ﻣﺗداول ﺑرای ﺗﻣﺎﻣﻲﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎ ﺑﺟز اﻟﻣﺎس اﺳت (ﺣﺗﻲ ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎی ﺑﻳرﻧﮓ).

ﺳﻧﮓ :(Stone)

ﺳﻧﮓ ﻣﺟﻣوﻋﻪ ای از دو ﻳﺎ ﭼﻧد ﻛﺎﻧﻲ اﺳت. ﻻﭘﻳس ﻻزوﻟﻲ ﻧﻣوﻧﻪ ﮔوﻫری اﺳت ﻛﻪ ﺑﻌﻧوان ﻳﻚ ﺳﻧﮓ رده ﺑﻧدی ﻣﻲ ﺷود.

ﺳﻧﮓ ﻧﻳﻣﻪ ﻗﻳﻣﺗﻲ :(Semi- Precious Stone)

ﺑﻪ دﻟﻳل ﺑرداﺷت ﻣﻧﻓﻲ از ارزش ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎ، اﻳن واژه ﺑﻃور ﻛﻟﻲ ﻛﺎرﺑرد ﺧود را در ﮔوﻫرﺷﻧﺎﺳﻲ از دﺳت داده اﺳت. ﻗﺑﻼ ، اﻳن واژه در ﻣﻗﺎﺑل واژه ﺳﻧﮕﻬﺎی ﻗﻳﻣﺗﻲ ﻗرار ﻣﻲﮔرﻓت و ﺑﻪ ﻣﻓﻬوم ارزش ﻛﻣﺗر و در ﻣورد ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎی ﻧﻪ ﭼﻧدان ﺳﺧت ﺑﻜﺎر ﮔرﻓﺗﻪ ﻣﻲ ﺷد. ﺑﻬر ﺣﺎل، ﻗﻳﻣﺗﻲ و ﻧﻳﻣﻪ ﻗﻳﻣﺗﻲ ﺑودن ﮔوﻫر ﺻﻓﺎﺗﻲ ﻫﺳﺗﻧد ﻛﻪ ﻧﻣﻲ ﺗواﻧد ﺗﻌرﻳف ﻗﺎﺑل ﻗﺑوﻟﻲ ﺑرای ﺗﻣﺎﻳز ﺑﻳن ﮔوﻫرﻫﺎ ﺑﺎﺷﻧد.

ﺑﻟور :(Crystal)

ﺑﻟور ﺗوده ای ﻫﻣﮕن ﺑﺎ ﺳﺎﺧﺗﺎری دروﻧﻲ ﻣﻧﻇم اﺳت. ﻳﻌﻧﻲ ﻧﻇم دﻗﻳﻗﻲ از ﻛوﭼﻜﺗرﻳن اﺟزاء ﺗﺷﻜﻳل دﻫﻧده آن (اﺗم، ﻳون ﻳﺎ ﻣوﻟﻜول) ﻛﻪ در ﻳﻚ ﺷﺑﻜﻪ ﻫﻧدﺳﻲ ﻗرار ﮔرﻓﺗﻪ اﻧد. ﺳﺎﺧﺗﺎرﻫﺎی ﮔوﻧﺎﮔون ﺷﺑﻜﻪ ﻫﻣراه ﺑﺎ ﺗﻧوع اﺟزاء ﺷﻳﻣﻳﺎﻳﻲ، ﻋﺎﻣل اﺻﻟﻲ ﺗﻐﻳﻳرات ﻓﻳزﻳﻜﻲ و ﺷﻳﻣﻳﺎﻳﻲ ﺑﻟورﻫﺎ و ﻧﻳز ﮔوﻫرﻫﺎ اﺳت.

ﺑﻟورﺷﻧﺎﺳﻲ :(Crystallography)

ﺑﻟورﺷﻧﺎﺳﻲ ﻋﻟم ﻣرﺑوﻃ ﺑﻪ ﺑﻟورﻫﺎ اﺳت.

زﻣﻳﻧﻪ :(Matrix)

ﺗوده ای اﺳت ﻛﻪ ﺑﻟورﻫﺎ را در ﺑرﻣﻲ ﮔﻳرد.

ﻛﺎﻧﻲ :(Mineral)

ﻛﺎﻧﻲ ﺑﻟوری ﻃﺑﻳﻌﻲ، ﻣﻌدﻧﻲ و ﺟزء ﺟﺎﻣدی از ﭘوﺳﺗﻪ زﻣﻳن اﺳت. ﻛﺎﻧﻳﻬﺎ ﺗرﻛﻳب ﺷﻳﻣﻳﺎﻳﻲ و ﺳﺎﺧﺗﺎر ﺑﻟوری ﻣﺷﺧﺻﻲ دارﻧد.

ﻛﺎﻧﻲ ﺷﻧﺎﺳﻲ :(Mineralogy)

ﻋﻟم ﻣرﺑوﻃ ﺑﻪ ﻛﺎﻧﻲ ﻫﺎ اﺳت.

ﮔوﻧﻪ ﻫﺎ :(Species)

ﮔوﻧﻪ ﻫﺎی ﻛﺎﻧﻳﺎﻳﻲ ﺑوﺳﻳﻟﻪ ﺗرﻛﻳﺑﻲ وﻳژه از اﺟزاء ﺷﻳﻣﻳﺎﻳﻲ و ﺳﺎﺧﺗﺎر ﺑﻟوری ﻣﺗﻣﺎﻳز ﻣﻲ ﺷوﻧد (ﻣﺎﻧﻧد اﻟﻣﺎس ﻛرﺑﻧﻲ ﺑﺎ ﺳﺎﺧﺗﺎر ﻣﻜﻌﺑﻲ اﺳت). اﻳن ﺗرﻛﻳب ﺧﺻوﺻﻳﺎت ﻛﺎﻧﻳﺎﻳﻲ ﻧوری، ﻓﻳزﻳﻜﻲ و ﺷﻳﻣﻳﺎﻳﻲ ﻣﺷﺧﺻﻲ را ﺗﻌرﻳف ﻣﻲ ﻛﻧد.

ﻣﺎﻧﻧد: ﮔوﻧﻪ ﺑرﻳل ( Beryl Specie )، از ﻟﺣﺎﻇ ﺧﺻوﺻﻳﺎت ﻧوری، ﻓﻳزﻳﻜﻲ و ﺷﻳﻣﻳﺎﻳﻲ ﻳﻜﺳﺎن ﻫﺳﺗﻧد.

اﻧواع :(Variety)

اﻧواع ﺷﺎﻣل زﻳرﮔوﻧﻪ ﻫﺎی ﮔوﻫرﺳﻧﮓ ﻫﺎ ﻣﻲ ﺷود ﻛﻪ از ﻟﺣﺎﻇ رﻧﮓ و ﻳﺎ ﺷﺎﺧص ﻫﺎی ﻇﺎﻫری دﻳﮕری از ﻳﻜدﻳﮕر ﻣﺗﻣﺎﻳز ﻣﻲ ﺷوﻧد ﻣﺎﻧﻧد: زﻣرد(ﺳﺑز)، آﻛواﻣﺎرﻳن(آﺑﻲ)، ﻫﻟﻳودر(زرد)، ردﺑرﻳل(ﻗرﻣز)، ﮔﻟدن ﺑرﻳل(ﻃﻼﻳﻲ)، ﮔوﺷﻧﻳت(ﺑﻲ رﻧﮓ)، ﻣورﮔﺎﻧﻳت(ﺻورﺗﻲ)، ﭘزوﺗﺎﺋﻳت(ﺻورﺗﻲ ﭘر رﻧﮓ).

گوهرشناسی

 

اﻧواع ﮔوﻫرﻫﺎ ( Types of Gemstones)

طبیعی :(Natural)

ﮔوﻫرﺳﻧﮓ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ در ﻃﺑﻳﻌت وﺟود دارﻧد و در اﺛر ﻓراﻳﻧدﻫﺎی ﻃﺑﻳﻌﻲ ﺗﺷﻜﻳل ﻣﻲ ﺷوﻧد.

ﺳﺎﺧﺗﮕﻲ :(Synthetic)

ﮔوﻫرﺳﻧﮓ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ در آزﻣﺎﻳﺷﮕﺎه ﺳﺎﺧﺗﻪ ﻣﻲ ﺷوﻧد. اﻳن ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎ ﺑﻟورﻳن ﻫﺳﺗﻧد و وﻳژﮔﻳﻬﺎی ﻓﻳزﻳﻜﻲ و ﺷﻳﻣﻳﺎﻳﻲ آﻧﻬﺎ ﺷﺑﻳﻪ ﺑﻪ ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎی ﻃﺑﻳﻌﻲ ﻫم ﺗراز آﻧﻬﺎﺳت.

ﺑدﻟﻲ :(Imitation)

ﮔوﻫرﺳﻧﮓ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺳﺎﺧﺗﮕﻲ ﻳﺎ ﻃﺑﻳﻌﻲ ﺑوده و ﺑﺟﺎی ﮔوﻫرﻫﺎی اﺻﻟﻲ ﺑﻛﺎر ﺑرده ﻣﻲ ﺷوﻧد.

ﮔوﻫرﺳﻧﮓ ﻫﺎی دﺳت ﺳﺎز: (Man made)

ﮔوﻫر ﻫﺎی ﺳﺎﺧﺗﮕﻲ ﻫﺳﺗﻧد ﻛﻪ ﺳﺎﺧﺗﻪ دﺳت ﺑﺷر ﺑوده و ﻧﻣوﻧﻪ آﻧﻬﺎ در ﻃﺑﻳﻌت ﻳﺎﻓت ﻧﻣﻲ ﺷود.

 

ﺗﻣﺎﻳز ﮔوﻫرﺳﻧﮓ ﻫﺎ از ﺳﺎﻳر ﺳﻧﮓ ﻫﺎ

ﺑرای ﭘﺎره ﮔوﻫرﻫﺎ ﻣﻧﺑﻊ ﺟذاﺑﻳت و زﻳﺑﺎﻳﻲ آﻧﻬﺎ، رﻧﮓ، ﭘدﻳده ﻫﺎی ﻧوری ﻏﻳر ﻣﺗﻌﺎرف، ﻳﺎ درﺧﺷﻧدﮔﻲ اﺳت ﻛﻪ آﻧﻬﺎ را از دﻳﮕر ﻛﺎﻧﻳﻬﺎ و ﺳﻧﮕﻬﺎ ﻣﺗﻣﺎﻳز ﻣﻲ ﺳﺎزد. ﺑرای ﭘﺎره ای دﻳﮕر، ﺳﺧﺗﻲ ﻳﺎ ﻣﻳﺎﻧﺑﺎرﻫﺎی ﺟﺎﻟﺑﻲ اﺳت ﻛﻪ وﻳژﮔﻲ

ﻫﺎی ﺧﺎﺻﻲ ﺑﻪ ﮔوﻫرﺳﻧﮓ ﻣﻲ دﻫد. ﻧﻳز ﻧﻗﺷﻲ اﺳﺎﺳﻲ در ﮔوﻫرﻫﺎ اﻳﻓﺎ ﻣﻲ ﻛﻧد. از آﻧﺟﺎﺋﻳﻜﻪ ﺷﺎﺧص ﻫﺎی ارزش دﻫﻧده ﮔوﻫرﻫﺎ ﺑﻃور ﻣﻌﻣول ﺗﻧﻬﺎ از ﻃرﻳق ﺗراش دادن و ﺻﻳﻗل دادن اﺛرات ﺑﺎرز ﺧود را ﺑﻪ ﻧﻣﺎﻳش ﻣﻲ ﮔذارﻧد، ﺑﻧﺎﺑراﻳن آﻧﻬﺎ را ﻣﻌﻣوﻻ ﺑﺻورت ﮔوﻫر ﺗراﺷﻳده ﺑررﺳﻲ ﻣﻲ ﻛﻧﻧد. ﺗراش و ﺻﻳﻗل ﻛﺎری ﻓراﻳﻧدی اﺳت ﻛﻪ ﻧﺑود آن اﻣﻜﺎن اراﺋﻪ ﻳﻚ ﻣﺎده ﺧﺎم ﻣﻌدﻧﻲ ﻛم ارزﺷﻲ را ﻣﻳﺳر ﻣﻲ ﺳﺎﺧت.

ﭼﻧدﺻد ﻧوع ﮔوﻫر و ﻣﺎده ﮔوﻫری ﻣﺗﻣﺎﻳز وﺟود دارد. ﻫر از ﮔﺎﻫﻲ، ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎی ﺟدﻳدی ﻛﺷف ﻣﻲ ﺷود ﻳﺎ در ﻛﺎﻧﻳﻬﺎی ﺷﻧﺎﺧﺗﻪ ﺷده، وﻳژﮔﻲ ﮔوﻧﺎﮔون ﻣﺗﻧوﻋﻲ ﻳﺎﻓت ﻣﻲ ﺷود ﻛﻪ آﻧﻬﺎ در ردﻳف ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎ ﻗرار ﻣﻲ دﻫد.

ﺳﻧﮕﻬﺎی ﺳﺧت ﺗر ﺑرای ﮔوﻫرﺳﺎزی ﻣﻧﺎﺳﺑﺗر ﻫﺳﺗﻧد، در ﺣﺎﻟﻳﻜﻪ ﺳﻧﮕﻬﺎی ﻧرم ﺗر ﻣورد ﺗوﺟﻪ ﻣﺟﻣوﻋﻪ داران و ﻧﻳز ﺳﻧﮓ ﺗراﺷﺎن آﻣﺎﺗور ﻗرار دارد.

 

وزن ﻫﺎی ﺗﺟﺎری ﮔوﻫرﻫﺎ

در ﺗﺟﺎرت ﺑﻳن اﻟﻣﻟﻟﻲ ﮔوﻫرﻫﺎ، واﺣد وزن ﻗﻳراﻃ ( (Carat)، ﮔرم (Gram)، ﮔرﻳن(Grain) و ﻣوم (Momme) اﺳت. ﻗﻳراﻃ (Carat) از ﺳﺎل 1907 ﺑراﺑر ﺑﺎ 200mg ﻳﺎ 0.2gr ﺗﻌﻳﻳن ﺷده اﺳت. 1/100 ﻗﻳراﻃ را ﺳوت (Point) ﻣﻲ ﮔوﻳﻧد. ( 100point = 1 carat) ﺑرﻟﻳﺎﻧﻬﺎی ﻛوﭼﻚ ﺑﺎ وزن 0.07 ﺗﺎ 0.15 ﻗﻳراﻃ را ﻣﻟﻲ (melee) ﻣﻲ ﮔوﻳﻧد.

ﮔرم (gram) ﺑرای ﮔوﻫرﺳﻧﮓ ﻫﺎی ﻛم ارزش ﺗر اﺳت.

ﮔرﻳن (0.05gr :(Grain ﻳﺎ 0.25 ﻗﻳراﻃ اﺳت. ﺑﻳﺷﺗر ﺑرای ﻣروارﻳدﻫﺎ اﺳﺗﻓﺎده ﻣﻲ ﺷود.  4Grain = 1 carat

ﻣوم :(Momme) ﻓﻗﻃ در ژاﭘن اﺳﺗﻓﺎده ﻣﻲ ﺷود. 1momme=3.75 gr ، 1 momme= 18.75 ct

 

ﻃﺑﻗﻪ ﺑﻧدی ﻣواد از ﻧﻇر ﺳﺎﺧﺗﺎر اتمی

 

ﺑﻃور ﻛﻟﻲ ﻣواد ﻣﺧﺗﻟف از ﻧﻇر ﺳﺎﺧﺗﺎر اﺗﻣﻲ ﺑﻪ دو ﮔروه ﺑﻟورﻳن و آﻣورف ﺗﻗﺳﻳم ﻣﻲ ﮔردد.

اﻟف) ﻣواد ﺑﻟورﻳن(Crystalline material)

ﻣواد ﺑﻟورﻳن ﻣوادی ﻫﺳﺗﻧد ﻛﻪ اﺗم ﻫﺎی ﺗﺷﻜﻳل دﻫﻧده آﻧﻬﺎ در ﺷﺑﻜﻪ ای ﻣﻧﻇم و ﺑﺎ ﺳﺎﺧﺗﺎری ﺧﺎص در ﻛﻧﺎر ﻳﻜدﻳﮕر ﻗرار ﮔرﻓﺗﻪ اﻧد. ﻧﺣوه ﻗرار ﮔرﻓﺗن اﺗم ﻫﺎ در ﻣواد ﺑﻟورﻳن ﻣﻧﺟر ﺑﻪ ﺑوﺟود آﻣدن ﻫﻓت ﺳﻳﺳﺗم ﺑﻟورﻳن ﺷده ﺑﮕوﻧﻪ ای ﻛﻪ ﻫر ﻣﺎده ای در ﻳﻜﻲ از اﻳن ﺳﻳﺳﺗم ﻫﺎی ﺑﻟوری ﺧﺎص ﻣﺗﺑﻟور ﻣﻲ ﺷوﻧد.

ب) ﻣواد آﻣورف :(Amorphous material)

ﻣواد آﻣورف ﺑﻪ ﻣوادی اﻃﻼق ﻣﻲ ﺷود ﻛﻪ ﺟﺎﻳﮕﻳری اﺗم ﻫﺎ در ﺷﺑﻜﻪ آﻧﻬﺎ ﻓﺎﻗد ﻧﻇم ﺑوده و اﺗم ﻫﺎ ﺑﻃور ﻧﺎﻣﻧﻇم در ﻛﻧﺎر ﻳﻜدﻳﮕر ﻗرار ﮔرﻓﺗﻪ اﻧد. ﺑﻧﺎﺑراﻳن ﻣواد آﻣورف ﻓﺎﻗد ﺳﻳﺳﺗم ﺑﻟوری ﻫﺳﺗﻧد.

اﻳن ﮔوﻧﻪ ﻣواد ﺑﻪ ﺳﻪ دﺳﺗﻪ ﺗﻗﺳﻳم ﻣﻲ ﺷوﻧد:

١ـ آﻟﻲ (Organic)

 ٢ـ ﺷﻳﺷﻪ ای (Glass)

٣ـ ﭘﻼﺳﺗﻳﻚ (Plastic)

ﻣواد آﻟﻲ( (Organic Material)

ﻣوادی ﻫﺳﺗﻧد ﻛﻪ از ﺑﻗﺎﻳﺎی ﻣوﺟودات زﻧده ﺑدﺳت ﻣﻲ آﻳﻧد ﻧﻇﻳر ﻋﺎج ﻓﻳل ﻳﺎ ﻻک ﻻک ﭘﺷت، ﻳﺎ ﺗوﺳﻃ ﻣوﺟود زﻧده ﺗوﻟﻳد ﻣﻲ ﺷود ﻧﻇﻳر ﻣرﺟﺎن، ﻣروارﻳد و ﻛﻬرﺑﺎ.

ﻣواد ﺷﻳﺷﻪ ای (Glass)

ﺑﻃور ﻛﻟﻲ ﻣواد ﺷﻳﺷﻪ ای ﺑﻪ ﻣوادی ﮔﻓﺗﻪ ﻣﻲ ﺷود ﻛﻪ ﭼﻪ ﺑﺻورت ﻃﺑﻳﻌﻲ و ﭼﻪ ﺑﺻورت ﺳﺎﺧﺗﮕﻲ از ﺳرد ﺷدن ﺳرﻳﻊ ﻣﺎده ﻣذاب ( ﺑﻪ ﻋﺑﺎرت دﻳﮕر ﺗﺑدﻳل ﺳرﻳﻊ ﻣﺎﻳﻊ ﺑﻪ ﺟﺎﻣد) ﺑوﺟود آﻣده اﻧد و ﭼون ﺳرﻋت ﺳرد ﺷدن ﺑﺳﻳﺎر ﺑﺎﻻ اﺳت ﻟذا اﺗم ﻫﺎ زﻣﺎن ﻛﺎﻓﻲ ﺑرای ﺟﺎﻳﮕﻳری ﻣﻧﻇم و ﺗﺷﻜﻳل ﺳﻳﺳﺗم ﺑﻟورﻳن را ﻧدارﻧد.

از ﺷﻳﺷﻪ ﻫﺎی ﻃﺑﻳﻌﻲ ﻣﻲ ﺗوان اﺑﺳﻳدﻳن (Obsidian) و ﻣوﻟداوﻳت (Moldavite) را ﻧﺎم ﺑرد و ﺷﻳﺷﻪ ﻫﺎی ﺳﺎﺧﺗﮕﻲ ﻧﻳز ﺑﻪ ﺗﻣﺎﻣﻲ ﺷﻳﺷﻪ ﻫﺎ ﻛﻪ در واﺣدﻫﺎی ﺗوﻟﻳدی ﻣرﺑوﻃﻪ ﺗﻬﻳﻪ ﻣﻲ ﺷوﻧد، اﻃﻼق ﻣﻲ ﮔردد.

ﭘﻼﺳﺗﻳﻚ (Plastic)

ﭘﻼﺳﺗﻳﻚ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣوادی ﮔﻓﺗﻪ ﻣﻲ ﺷود ﻛﻪ ﻋﻣدﺗﺎ از ﭘﺎﻻﻳش و ﻓراوری ﻣواد ﻧﻓﺗﻲ ﺑﺻورت ﻣﺻﻧوﻋﻲ ﺳﺎﺧﺗﻪ ﻣﻲ ﺷوﻧد و از ﻧﻇر ﺗرﻛﻳب ﺷﻳﻣﻳﺎﻳﻲ دارای زﻧﺟﻳره ﻫﺎی ﺑﻟﻧد از ﻫﻳدروژن، اﻛﺳﻳژن، ﻛرﺑن و ﻧﻳﺗروژن ﻫﺳﺗﻧد.

 

ﻧﺎﻣﮕذاری ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎ

ﻗدﻳﻣﺗرﻳن ﻧﺎﻣﻬﺎ ﺑرای ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎ در راﺑﻃﻪ ﺑﺎ زﺑﺎﻧﻬﺎی اوﻟﻳﻪ ﻳوﻧﺎﻧﻲ و ﻻﺗﻳن اﺳت. ﻧﺎﻣﻬﺎی ﻳوﻧﺎﻧﻲ ﺑوﻳژه ﺑرای ﻧﺎﻣﮕذاری ﮔوﻫرﻫﺎی اﻣروزی ﺑﺳﻳﺎر ﺑﻜﺎر ﮔرﻓﺗﻪ ﺷده اﺳت. ﻣﻓﺎﻫﻳم ﻧﺎﻣﻬﺎی ﻗدﻳﻣﻲ ﭼﻧدان ﻣﻃﻣﺋن ﻧﻳﺳﺗﻧد. ﺑﻪ وﻳژهاﻳﻧﻜﻪ ﻣﻓﺎﻫﻳم اوﻟﻳﻪ ﻛﻟﻣﺎت ﻫم ﺗﻐﻳﻳر ﻳﺎﻓﺗﻪ اﻧد. ﻫﻣﭼﻧﻳن در ﻋﻬد ﺑﺎﺳﺗﺎن، ﺑﻪ ﻃور ﻛﻟﻲ ﺑﻪ ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎی ﮔوﻧﺎﮔون ﺑﻪ دﻟﻳل داﺷﺗن رﻧﮓ ﻳﻜﺳﺎن، اﺳﺎﻣﻲ ﻣﺷﺎﺑﻪ داده ﺑودﻧد.

ﻧﺎﻣﻬﺎی اوﻟﻳﻪ ﺑﻪ ﺷﺎﺧص ﻫﺎی وﻳژه ﺳﻧﮕﻬﺎ ﻣرﺑوﻃ ﻣﻲ ﺷد ﻣﺎﻧﻧد رﻧﮓ (ﺑرای ﻣﺛﺎل "Prase" ﺑرای رﻧﮓ ﺳﺑز)، ﻣﺣل اﺳﺗﺧراج ("آﮔﺎت "agate ﺑرای رودﺧﺎﻧﻪ ای در ﺳﻳﺳﻳل)، ﻳﺎ ﻗدرت ﻫﺎی ﺟﺎدوﻳﻲ آﻧﻬﺎ ("آﻣﻳﺗﻳﺳت" ﻓﻜر ﻣﻲ ﺷد ﻛﻪ اﻧﺳﺎن را در ﻗﺑﺎل ﺧﻣﺎری ﺣﺎﺻل از ﻣﺻرف اﻟﻜل ﻣﺣﺎﻓﻇت ﻣﻲ ﻛﻧد). ﺗﻌدادی ﻧﺎﻣﻬﺎی ﻛﺎﻧﻳﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﻌدا ﺑرای ﻧﺎﻣﮕذاری ﮔوﻫرﺳﻧﮓ ﻫﺎ ﻣورد اﺳﺗﻓﺎده ﻗرار ﮔرﻓت، ﻧﺷﺄت ﮔرﻓﺗﻪ از زﺑﺎن ﻣﻌدن ﻛﺎران در ﻗرون وﺳﻃﻲ ﺑود.

ﻧﺎﻣﮕذاری ﮔوﻫرﺳﻧﮓ ﻫﺎ ﺑﻃور ﻋﻟﻣﻲاز آﻏﺎز ﻗرن ﺑﻳﺳﺗم ﺻورت ﮔرﻓﺗﻪ اﺳت. ﺑﺧﺎﻃر ﻛﺷف ﺗﻌدادی ﻛﺎﻧﻲ ﻧﺎﺷﻧﺎﺧﺗﻪ ﺟدﻳد، ﻧﺎﻣﮕذاری ﺟدﻳدی ﺑﺎﻳد اﻧﺟﺎم ﻣﻲ ﮔرﻓت. ﺑﻪاﻳن ﺗرﺗﻳب اﺻوﻟﻲ ﺑرای ﻧﺎﻣﮕذاری ﻛﺎﻧﻳﻬﺎ ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎ اﺑداع ﺷد ﻛﻪ ﺗﺎ اﻣروز ﻫﻧوز ﭘﺎﺑرﺟﺎ اﺳت.

ﻧﺎم ﮔذاری ﺟدﻳد در راﺑﻃﻪ ﺑﺎ ﭘﺎره ای ﺧﺻوﺻﻳﺎت وﻳژه ﻛﺎﻧﻳﺎﻳﻲ ﺑﻪ زﺑﺎن ﻳوﻧﺎﻧﻲ ﻳﺎ ﻻﺗﻳن، اﺟزاء ﺳﺎزﻧده ﺷﻳﻣﻳﺎﻳﻲ، ﻣﺣل ﭘﻳداﻳش، ﻳﺎ ﻧﺎم ﺷﺧﺻﻲ ﻣﺑﺗﻧﻲ اﺳت. ﭼﻧﻳن ﻧﺎﻣﮕذاری ﻧﻪ ﺗﻧﻬﺎ از ﻃرف ﻣﺗﺧﺻﺻﻳن ﮔوﻫرﺷﻧﺎﺳﻲ ﺑﻟﻜﻪ ﺣﺎﻣﻳﺎن و دﻳﮕر اﻓرادی ﻛﻪ در ارﺗﺑﺎﻃ ﺑﺎ ﻛﺎﻧﻲ ﺷﻧﺎﺳﻲ و ﮔوﻫرﺷﻧﺎﺳﻲ ﻫﺳﺗﻧد، ﻧﻳز ﻣورد ﭘذﻳرش ﻗرار ﮔرﻓﺗﻪ اﺳت. اﻣﺎ از آﻧﺟﺎ ﻛﻪ ﻫﻣﻳﺷﻪ ﺗﻣﺎﻣﻲاﻓراد در ﻣوﻗﻊ ﻧﺎﻣﮕذای ﻫم ﻋﻗﻳده ﻧﻳﺳﺗﻧد، ﮔﺎﻫﻲ ﻧﺎﻣﻬﺎی ﮔوﻧﺎﮔوﻧﻲ ﺑرای ﻳﻚ ﻛﺎﻧﻲ ﺑﻜﺎر ﺑرده و ﺗﺄﺋﻳد ﻣﻲ ﮔردد.

ﺑﺎزار ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎ و ﺟواﻫرات ﺑﻪ ﻣﻧﻇور ﺟذاﺑﻳت و اﻓزاﻳش ﻓروش، ﻧﺎﻣﻬﺎی ﺧﺎﺻﻲ ﺧود را ﺑﻜﺎر ﻣﻲ ﺑرد ﻛﻪ ﻣوﺟب اﻓزاﻳش ﺗﻌداد زﻳﺎدی اﺳﺎﻣﻲ ﻣﺗرادف و ﻣﺗﻧوع ﺑرای ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎ ﺷده اﺳت. ﺑرای ﺗﺻﺣﻳﺢ اﻳن وﺿﻌﻳت ﻧﺎﻣﮕذاری، ﻛﻟﻳﻪ ﻛﺎﻧﻳﻬﺎی ﺟدﻳدا ﻛﺷف ﺷده، ﻫﻣﭼﻧﻳن ﻧﺎﻣﮕذارﻳﻬﺎی ﺟدﻳد اﻋﻣﺎل ﺷده، اﻛﻧون ﺑرای ارزﻳﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﻛﻣﻳﺗﻪ ﻧﺎﻣﮕذاری ﻛﺎﻧﻳﻬﺎی ﺟدﻳد، IMA (اﻧﺟﻣن ﺑﻳن اﻟﻣﻟﻟﻲ ﻛﺎﻧﻲ ﺷﻧﺎﺳﻲ) ﺑﺎﻳد اراﺋﻪ ﺷود.

 

ﺳﺎﺧﺗﺎر ﺑﻟورﻫﺎ Crystal Structure

ﻛوﭼﻜﺗرﻳن واﺣد ﺳﺎﺧﺗﺎری ﺷﺑﻜﻪ ﻫﻣﻪ ﻛﺎﻧﻳﻬﺎ ﻳﻜﺎ ﻳﺎﺧﺗﻪ (unit cell) اﺳت. اﻳن ﻳﻜﺎ ﻳﺎﺧﺗﻪ ﺗﻣﺎﻣﻲ ﺧﺻوﺻﻳﺎت ﻓﻳزﻳﻜﻲ، ﺷﻳﻣﻳﺎﻳﻲ و ﻧوری ﻛﺎﻧﻳﻬﺎ را در ﺑر ﻣﻲ ﮔﻳرد. ﻫﻣﻪ ﮔوﻫر ﻫﺎ و ﻛﺎﻧﻲ ﻫﺎ را ﻣﻲ ﺗوان ﺑر اﺳﺎس ﺷﻜل ﻳﻜﺎ ﻳﺎﺧﺗﻪ آﻧﺎن در ﻫﻓت ﺳﻳﺳﺗم ﺑﻟوری رده ﺑﻧدی ﻛرد.

ﻣﺣورﻫﺎی ﺑﻟوری( (The crystallographic axes)

ﺑرای آﻧﻜﻪ ﺗوﺻﻳف ﺻﺣﻳﺣﻲ از ﺑﻟور ﻳﺎ ﻳﻜﺎﻳﺎﺧﺗﻪ آن از ﻟﺣﺎﻇ رﻳﺎﺿﻲ داﺷﺗﻪ ﺑﺎﺷﻳم ﺑﻪ ﻣﺣورﻫﺎی ﺑﻟوری ﻧﻳﺎز اﺳت. در ﮔوﻫرﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﺧوﺑﻲ رﺷد ﻳﺎﻓﺗﻪ ﻣﺣورﻫﺎی ﺑﻟوری اﺑﻌﺎد ﺑﻟور را ﻣﺷﺧص ﻣﻲ ﻛﻧﻧد.

ﻣﺣورﻫﺎی ﺑﻟوری ﺧﻃوﻃ ﻓرﺿﻲ ﻫﺳﺗﻧد ﻛﻪ در داﺧل ﺑﻟور در ﺳﻪ ﺟﻬت ﻣﺧﺗﻟف ﻗرار ﮔرﻓﺗﻪ اﻧد و ﻳﻜدﻳﮕر را ﺑﺎ زاوﻳﻪ ﺧﺎﺻﻲ در ﻣرﻛز ﺑﻟور ﻗﻃﻊ ﻣﻲ ﻛﻧﻧد. اﻳن ﻧﻗﻃﻪ ﻣرﻛز (Origin) ﻳﺎ ﻣﺑد ﻧﺎﻣﻳده ﻣﻲ ﺷود. در ﻳﻚ ﺑﻟور ﺣداﻗل ﺳﻪ ﻣﺣور ( a,b,c) و در ﭘﺎره ای ﻣﺎﻧﻧد ﻫﮕزاﮔوﻧﺎل ﭼﻬﺎر ﻣﺣور وﺟود دارد. اﺑﻌﺎد ﻣﺗﻓﺎوت اﻳن ﻣﺣورﻫﺎ و زواﻳﺎی آﻧﻬﺎ در ﻣﺟﻣوع ﻫﻓت ﺳﻳﺳﺗم ﺑﻟوری را اﻳﺟﺎد ﻣﻲ ﻛﻧد.

 

ﻫﻓت ﺳﻳﺳﺗم ﺑﻟوری( (The 7crystal system)

1ـ ﺳﻳﺳﺗم ﻛوﺑﻳﻚ ﻳﺎ اﻳزوﻣﺗرﻳﻚ( Cubic or Isometric system)

٢ـ ﺳﻳﺳﺗم ﺗﺗراﮔوﻧﺎل (Tetragonal system)

٣ـ ﺳﻳﺳﺗم ﻫﮕزاﮔوﻧﺎل (Hexagonal system)

٤ـ ﺳﻳﺳﺗم ﺗری ﮔوﻧﺎل (Trigonal system)

٥ـ ﺳﻳﺳﺗم ارﺗروﻣﺑﻳﻚ (Orthorhombic system)

٦ـ ﺳﻳﺳﺗم ﻣوﻧوﻛﻟﻳﻧﻳﻚ (Monoclinic system)

٧ـ ﺳﻳﺳﺗم ﺗرﻳﻜﻟﻳﻧﻳﻚ (Triclinic system)

 

هفت سیستم کریستالی

هفت سیستم کریستالی

 

وﻳژﮔﻲ ﻫﺎی ﻓﻳزﻳﻜﻲ ﮔوﻫرﺳﻧﮓ ﻫﺎ

 

١ـ ﺳﺧﺗﻲ (Hardness)

٢ـ رﻧﮓ ﺧﺎﻛﻪ، ﺧﻃ اﺛر (Streak)

٣ـ رخ (Cleavage)

٤ـ ﺷﻜﺳﺗﮕﻲ (Fracture)

 

ﺳﺧﺗﻲ (Hardness)

در  ﻣورد ﻛﺎﻧﻳﻬﺎ و ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎ، ﺳﺧﺗﻲ ﺑﺎ ﺧراش ﭘذﻳری (Scratch hardness) و ﺳﭘس ﺗراش ﭘذﻳری (Cutting resistance)، ﮔوﻫرﻫﺎ ارﺗﺑﺎﻃ ﻣﻲ ﻳﺎﺑد.

ﺧراش ﭘذﻳری (Scratch hardness)

ﻛﺎﻧﻲ ﺷﻧﺎﺳﻲ اﻫل وﻳن ﺑﻧﺎم ﻓردﻳش ﻣوه ( ( Friedrich Mohs (١٨٣٩ـ١٧٧٣) واژه ﺧراش ﭘذﻳری را در ﻣورد ﻛﺎﻧﻳﻬﺎ ﻣﻌرﻓﻲ ﻛرد. او اﻳن ﺳﺧﺗﻲ را ﻣﻗﺎوﻣت ﻛﺎﻧﻲ ﻣوﻗﻌﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻳﻚ ﺟﺳم ﺗﻳز ﺧراﺷﻳده ﻣﻲ ﺷود، ﻣﻌرﻓﻲ ﻛرد. ﻣوه ﻣﻗﻳﺎﺳﻲ ﺑﺎ ﺑﻜﺎرﮔﻳری ده ﻛﺎﻧﻲ ﻣﻗﺎﻳﺳﻪ ای ﺑﺎ درﺟﻪ ﺳﺧﺗﻲ ﮔوﻧﺎﮔون ﺗﻧﻇﻳم ﻛرده ﻛﻪ ﺑﻪ آن ﻣﻗﻳﺎس ﺳﺧﺗﻲ ﻣوه ( Mohs ( hardness scale ﻣﻲ ﮔوﻳﻧد و اﻣروزه ﺑﻃور ﮔﺳﺗرده ای ﻣورد اﺳﺗﻓﺎده ﻗرار ﻣﻲ ﮔﻳرد.

جدول سختی موس

ﺗراش ﭘذﻳری (Cutting resistance)

ﺑرای ﺗراﺷﻧدﮔﺎن ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎ، ﺳﺧﺗﻲ ﺳﻧﮓ ﻧﻗش ﻣﻬﻣﻲ را اﻳﻓﺎ ﻣﻲﻛﻧد. ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎﻳﻲ وﺟود دارﻧد ﻛﻪ ﺳﺧﺗﻲ آﻧﻬﺎ ﺑر روی ﺳﻃوح ﻣﺗﻓﺎوﺗﺷﺎن و درﺟﻬﺎت ﮔوﻧﺎﮔون ﻣﺗﻓﺎوت اﺳت. ﺑرای ﮔردآورﻧدﮔﺎن ﺳﻧﮕﻬﺎ، ﺗﻓﺎوﺗﻬﺎی اﻧدک ﺳﺧﺗﻲ اﻫﻣﻳت ﭼﻧداﻧﻲ ﻧدارد. ﺑرای ﻣﺛﺎل ﻛﺎﻧﻲ ﻛﻳﺎﻧﻳت ﺳﺧﺗﻲ ﻣوه در اﻣﺗداد ﻛﺷﻳدﮔﻲ ﺑﻟور 4-4.5 و در ﺟﻬت ﻋﻣود ﺑر آن 6 ﺗﺎ 7 اﺳت. ﺻﻓﺣﺎت ﺑﻟوری اﻟﻣﺎس ﻧﻳز ﺳﺧﺗﻲ ﻣﺗﻓﺎوت ﻗﺎﺑل ﺗوﺟﻬﻲ دارﻧد. ﺑرای ﺗراﺷﻧده ﮔوﻫرﺳﻧﮓ، داﺷﺗن ﻣﻗﺎدﻳر ﻣﻃﻟق ﻣرﺑوﻃ ﺑﻪ ﺗراش ﭘذﻳری ﻛﻣﻚ ﺑﺳﻳﺎر ﻣؤﺛری ﺧواﻫد ﺑود.

رخ (Cleavage)

ﺗﻌدادی از ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎ در اﻣﺗداد ﺻﻓﺣﺎت ﻫﻣوار ﺧﺎﺻﻲ ﺷﻜﺎﻓﺗﻪ ﻣﻲ ﺷوﻧد ﻛﻪ ﺑﻪ آن رخ ﻣﻲ ﮔوﻳﻧد. رخ ﺑﻪ ﺷﺑﻜﻪ ﺑﻟوری و ﺧﺻوﺻﻳﺎت ﭘﻳوﻧدی اﺗﻣﻬﺎ ﻣرﺑوﻃ ﻣﻲ ﺷود.

در راﺑﻃﻪ ﺑﺎ ﺳﻬوﻟت رخ ﭘذﻳری ﻳﻚ ﺑﻟور، رخ ﺑﻪ ﻛﺎﻣل (ﻳوﻛﻼز، euclase )، ﺧوب (اﺳﻓن، (Sphen، و ﻧﺎﻗص (ﭘرﻳدوت، (Peridot ﺗﻗﺳﻳم ﺑﻧدی ﻣﻲ ﺷوﻧد. ﺑﻌﺿﻲ ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎ اﺻوﻻ رخ ﭘذﻳر ﻧﻳﺳﺗﻧد (ﻛوارﺗز) و ﮔﻓﺗﻪ ﻣﻲ ﺷود ﻛﻪ رخ ﻧدارﻧد. ﺑﻪ ﺳﻃﺢ اﺗﺻﺎل دوﻗﻟوﻫﺎی ﺗﻣﺎﺳﻲ، رخ ﻧﻣﻲ ﮔوﻳﻧد ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﺳﻃﺢ ﺟداﺷدﮔﻲ ﻳﺎ ﺟداﻳش ( (Parting ﮔﻓﺗﻪ ﻣﻲ ﺷود.

ﺷﻜﺳﺗﮕﻲ (Fracture)

ﮔﺳﻳﺧﺗﮕﻲ ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎ ﺑﺎ اﻳﺟﺎد ﺻﻓﺣﺎﺗﻲ ﻧﺎﻣﻧﻇم را ﺷﻜﺳﺗﮕﻲ ﻣﻲ ﮔوﻳﻧد. اﻳن ﺻﻓﺣﺎت ﻣﻲ ﺗواﻧﻧد ﺻدﻓﻲ (Conchoidal)، ﻧﺎﻫﻣوار، ﺻﺎف، ﺳوزﻧﻲ، ﻧواری ﻳﺎ داﻧﻪ ای ﻣﻲ ﺑﺎﺷد. در ﭘﺎره ای ﻣواﻗﻊ ﻧوع ﺷﻜﺳت ﺑﻪ ﺷﻧﺎﺳﺎﺋﻲ ﻛﺎﻧﻲ ﻛﻣﻚ ﻣﻲ ﻛﻧد.ﺑرای ﻣﺛﺎل: ﺷﻜﺳت ﺻدﻓﻲ وﻳژه ﺗﻣﺎﻣﻲ ﻛﺎﻧﻳﻬﺎی ﮔروه ﻛوارﺗز و ﺷﻳﺷﻪ ﺳﺎن ﻫﺎ اﺳت.

ﭼﮕﺎﻟﻲ(density) و ﮔراﻧﻲ وﻳژه ( (specific gravity)

اﻧدازه ﮔﻳری ﮔراﻧﻲ وﻳژه در ﻋﻟوم ﻛﺎرﺑردی ﻣﺗداول، ﻛﻪ ﻧﺳﺑت وزن ﻣﺎده ﻣﻌﻳﻧﻲ را ﺑﻪ وزن ﻫﻣﺎن ﺣﺟم از آب ﻧﺷﺎن ﻣﻲ دﻫد، اﻛﻧون ﺑﻪ وﺳﻳﻟﻪ ﭼﮕﺎﻟﻲ ﺟﺎﻳﮕزﻳﻧﻲ ﺷده اﺳت ﻛﻪ در ﻣﺟﻣوع ﺑﺻورت ﮔرم ﺑر ﺳﺎﻧﺗﻲ ﻣﺗر ﻣﻜﻌب (٣(g/cm ﺑﻳﺎن ﻣﻲ ﺷود. ﻣﻗﺎدﻳر ﻋددی آن ارﺗﺑﺎﻃ وزن ﮔوﻫرﺳﻧﮓ اﻧدازه ﮔﻳری ﺷده را ﺑﻪ وزن ﻣﻗدار آب ﻫم ﺣﺟﻣش را ﻧﺷﺎن ﻣﻲ دﻫد.

وزن در واﻗﻊ ﺛﺎﺑﺗﻲ ﻗﺎﺑل اﺳﺗﻧﺎد ﻧﻳﺳت. اﻳن ﻋﺎﻣل ﺑﻪ ﺑزرﮔﻲ ﮔراﻧش در ﻣﺣﻟﻲ ﺑﺳﺗﮕﻲ دارد ﻛﻪاﻧدازه ﮔﻳری ﻣﻲ ﺷود. اﻣﺎ اﻳن ﻣوﺿوع در ﺗﺧﻣﻳن وزن ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎ اﻫﻣﻳﺗﻲ ﻧدارد، زﻳرا اﻧدازه ﮔﻳری ﻫﻣﻳﺷﻪ ﺗﺣت ﺷراﻳﻃ ﮔراﻧش ﻫﻣﺳﺎﻧﻲ ﺻورت ﻣﻲ ﮔﻳرد. ﭘدﻳده ای ﻛﻪ در اﺻل آﺷﻜﺎرا ﺑر روی وزن اﺛر ﻣﻲ ﮔذارد، اﻧدازه ﻳﻚ ﺟﺳم اﺳت. ﭼﮕﺎﻟﻲ ﻣﺳﺗﻗل از ﻣﺣل و اﻧدازه اﺳت. ﭼﮕﺎﻟﻲ ﺑﺻورت وزن ﺑر ﺣﺟم ﺗﻌرﻳف ﻣﻲ ﺷود و ﺑﺻورت ٣g/cm ﻳﺎ ٣kg/m ﻧﻣﺎﻳش داده ﻣﻲ ﺷود.

ﭼﮕﺎﻟﻲ ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎ ﺑﻳن ١ و ٨ ﺗﻐﻳﻳر ﻣﻲ ﻛﻧد. ﻣﻗﺎدﻳر زﻳر ٢، ﺳﺑﻚ (ﻛﻬرﺑﺎ ﺣدود ١)، ﺑﻳن ٢ ﺗﺎ ٤ ﻣﻌﻣوﻟﻲ (ﻛوارﺗز2.6) و ﺑﺎﻻی ٤ ﺳﻧﮕﻳن (ﻛﺎﺳﺗﻳرﻳت ﺣدود ٧) در ﻧﻇر ﮔرﻓﺗﻪ ﻣﻲ ﺷود. ﭼﮕﺎﻟﻲ ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎی ارزﺷﻣﻧد (ﻣﺎﻧﻧد اﻟﻣﺎس، ﻳﺎﻗوت، و ﺻﻓﻳر) ﺑﺳﻳﺎر ﺑﻳﺷﺗر از ﻛﺎﻧﻳﻬﺎی ﻣﻌﻣول ﺗﺷﻜﻳل دﻫﻧده ﺳﻧﮓ، ﺑﻪ وﻳژه ﻛوارﺗز و ﻓﻟدﺳﭘﺎر اﺳت: ﭼﻧﻳن ﻛﺎﻧﻳﻬﺎی ﺳﻧﮕﻳﻧﻲ در آﺑﻬﺎی ﺟﺎری ﻗﺑل از ﺷن و ﻣﺎﺳﻪ ای ﻧﻬﺷﺗﻪ ﻣﻲﺷوﻧد ﻛﻪ ﻏﻧﻲ از ﻛوارﺗز ﻫﺳﺗﻧد و ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﻧﻬﺷﺗﻪﻫﺎی ﭘﻼﺳری ( Placer deposits)ﻣﻲ ﮔوﻳﻧد.

دو روش ﺑرای ﺗﻌﻳﻳن ﭼﮕﺎﻟﻲ ﮔوﻫرﺳﻧﮓﻫﺎ ﺑﺳﻳﺎر ﻣوﻓﻗﻳت آﻣﻳز ﺑوده اﺳت:

روش ﺷﻧﺎوری (buoyancy method) ﺑﺎ ﻛﻣﻚ ﺗرازوی اﻳﺳﺗﺎﺑﻲ ( (hydrostatic balance) و ﺗﻌﻟﻳﻗﻲ ( suspension) ﻳﺎ روش ﻣﺎﻳﻌﺎت ﺳﻧﮕﻳن ( (heavy- liquid method) اﻧﺟﺎم ﻣﻲ ﺷود. روش اول ﻣﺳﺗﻟزم ﺻرف زﻣﺎن زﻳﺎدی اﺳت. اﻣﺎ ارزان اﺳت و در ﻣورد ﮔوﻫرﻫﺎﻳﻲ در اﻧدازه ﻛوﭼﻚ از دﻗت ﻛﻣﻲﺑرﺧوردار اﺳت. اﮔر ﭼﻪ روش دوم اﻧدﻛﻲ ﮔراﻧﺗر ﺗﻣﺎم ﻣﻲ ﺷود، اﻣﺎ در زﻣﺎن ﻛوﺗﺎه ﺑوﻳژه ﺑﺎ ﺗﻌداد زﻳﺎدی از ﮔوﻫرﻫﺎی ﻧﺎﺷﻧﺎﺧﺗﻪ ﻧﺗﺎﻳج ﺧوﺑﻲ اراﺋﻪ ﻣﻲ دﻫد در ﻫر ﺣﺎل، ﻣﺎﻳﻌﺎت ﻏوﻃﻪ وری ﺑﺳﻳﺎر ﺧﻃرﻧﺎک ﻫﺳﺗﻧد.

ﻣﺛﺎل:

تعیین چگالی

روش ﺗﻌﻟﻳﻗﻲ( (Suspension Method)

اﺳﺗﻓﺎده از ﻣﺎﻳﻌﺎت ﺳﻧﮕﻳن:

ﻣﺎﻳﻌﺎت ﺳﻧﮕﻳن ﻣﺎﻳﻌﺎﺗﻲ ﺑﺎ وزن ﻣﺧﺻوص (SG) ﻣﺷﺧص ﻫﺳﺗﻧد و ﺑرای ﺗﻓﻜﻳﻚ ﮔوﻫرﻫﺎی ﻣﺷﺎﺑﻪ ﺑﻜﺎر ﻣﻲ روﻧد. ﺑﻃورﻛﻟﻲ اﻳن ﻣﺎﻳﻌﺎت ﺑﺳﻳﺎر ﺳﻣﻲ ﻫﺳﺗﻧد و ﺑﺎﻳد در ﻫﻧﮕﺎم اﺳﺗﻓﺎده از آﻧﻬﺎ اﺣﺗﻳﺎﻃ ﺷود.

ﺑﺎﻳد اﻳن ﻣﺎﻳﻌﺎت را در ﻣﻜﺎن ﺗﺎرﻳﻚ ﻧﮕﻬداری ﻛرد ﺗﺎ از ﻧﻓوذ ﻧور ﺑﻪ آﻧﻬﺎ و ﺗﺄﺛﻳر آن ﺑر ﺧواص ﻓﻳزﻳﻜﻲ اﻳن ﻣﺎﻳﻌﺎت ﺟﻟوﮔﻳری ﺷود و درﺿﻣن درب آﻧﻬﺎ را ﻛﺎﻣﻼ ﻣﺣﻜم ﻛرد ﺗﺎ ﺗﺑﺧﻳر ﻧﺷود. وﻗﺗﻲ ﮔوﻫری در داﺧل ﻣﺎﻳﻊ ﺳﻧﮕﻳن ﻗرار ﻣﻲ ﮔﻳرد ﺳﻪ ﺣﺎﻟت ﻣﻣﻜن اﺳت رخ دﻫد:

1ـ ﮔوﻫر در ﻣﺎﻳﻊ ﺷﻧﺎور (Float) ﺷود ﻛﻪ وزن ﻣﺧﺻوص ﮔوﻫر ﻛﻣﺗر از ﻣﺎﻳﻊ اﺳت.

2ـ ﮔوﻫر در ﻣﺎﻳﻊ ﻣﻌﻟق (Suspended) ﺷود ﻛﻪ وزن ﻣﺧﺻوص ﮔوﻫر ﺑراﺑر ﺑﺎ ﻣﺎﻳﻊ اﺳت.

3ـ ﮔوﻫر در ﻣﺎﻳﻊ ﺗﻪ ﻧﺷﻳن (Sink) ﻛﻧد ﻛﻪ وزن ﻣﺧﺻوص ﮔوﻫر ﺑﻳﺷﺗر از ﻣﺎﻳﻊ اﺳت.

 

تعیین چگالی

ﻣﺎﻳﻌﺎت ﺳﻧﮕﻳﻧﻲ ﻛﻪ ﻋﻣوﻣﺎ در ﮔوﻫرﺷﻧﺎﺳﻲ اﺳﺗﻓﺎده ﻣﻲ ﺷود

1ـ ﻣﺗﻳﻟن اﻳدﻳد (Methylen Iodide، (SG=3.33

2ـ ﻣﺗﻳﻟن اﻳدﻳد ﻛﻪ ﺑﺎ ﺗوﻟﺋن (Toluen) رﻗﻳق ﺷده اﺳت. SG=3.05

(ﺗوﻟﺋن ﺑﺳﻳﺎر ﺳﻣﻲ اﺳت و ﻋﻣدﺗﺎ روی ﺳﻳﺳﺗم ﻋﺻﺑﻲ ﺗﺄﺛﻳر ﻣﻲ ﮔذارد و ﻣوﺟب ﺳردرد و ﮔﻳﺟﻲ ﻣﻲ ﺷود. ﻫﻣﭼﻧﻳن ﻣﻲ ﺗواﻧد ﻣوﺟب ﺟوش (اﮔزوﻣﺎ) ﺷود.)

3ـ ﺑرﻣوﻓورم (SG=2.85 (Bromoform

4ـ ﺑرﻣوﻓورم ﻛﻪ ﺑﺎ ﺗوﻟﺋن رﻗﻳق ﺷده اﺳت.SG=2.65

5ـ ﻣﺣﻟول ﻛﻟرﺳﻲ (Clerici) (ﻓرﻣﺎت و ﻣﺎﻟوﻧﺎت ﺗﺎﻟﻳم)، SG=4.2

اﻳن ﻣﺣﻟول را ﻣﻲ ﺗوان ﺑﺎ آب رﻗﻳق ﻛرد ﺗﺎ وزن ﻣﺧﺻوص آن ﻛم ﺷود ﻣﺛﻼ SG=4 وﻳﺎ .SG=3.52 ﻣﺣﻟول ﻛﻟرﺳﻲ ﺑﺳﻳﺎر ﺳﻣﻲ اﺳت و ﺑﺎﻳد در ﻳﻚ آزﻣﺎﻳﺷﮕﺎه ﻣﺟﻬز ﺑﺎ در ﻧﻇر ﮔرﻓﺗن ﻣﺳﺎﺋل اﻳﻣﻧﻲ از آن اﺳﺗﻓﺎده ﻛرد.

6. ﻣﺣﻟول ﺗوﻟت Thoulet’s Solution (ﻣﺣﻟول ﻳدات ﭘﺗﺎﺳﻳم ﺟﻳوه) ﺑﺎ ﭼﮕﺎﻟﻲ 3.20 ﻳﻜﻲ از ﻣﺎﻳﻌﺎﺗﻲ اﺳت ﻛﻪ ﺑﺎ آب رﻗﻳق ﻣﻲ ﺷود و ﺑﺳﻳﺎر ﻣﻧﺎﺳب اﺳت. ﺷﺧص ﻣﻲ ﺗواﻧد ﻧﻳﻣﻲ از ﮔوﻫرﺳﻧﮓ ﻫﺎ را ﺑﺎ اﻳن ﻣﺎﻳﻊ ﺗﺷﺧﻳص دﻫد.

 

تعیین چگالی

7. Rohrbach (ﻳدﻳد ﺑﺎرﻳم و ﺟﻳوه) ﺑﺎ وزن ﻣﺧﺻوص .3.5

8. اﺳﺗﻓﺎده از Sodium Polytungstate ﺑﻪ ﻋﻧوان ﺟﺎﻳﮕزﻳن ﻏﻳر ﺳﻣﻲ ﺑرای ﺑﺳﻳﺎری از ﻣﺎﻳﻌﺎت ﺳﻧﮕﻳن ﭘﻳﺷﻧﻬﺎد ﺷده اﺳت.

9. ﻋﻼوه ﺑر اﻳﻧﻬﺎ آب ﻧﻣﻚ ﻧﻳز ﺑرای ﺗﺷﺧﻳص ﻛﻬرﺑﺎ (Amber) اﺳﺗﻓﺎده ﻣﻲ ﺷود.

 

ﻣواردی از ﻛﺎرﺑرد ﻣﺎﻳﻌﺎت ﺳﻧﮕﻳن

1. ﻣﺗﻳﻟن ﻳدﻳد SG=3.33 ﺑرای ﺗﺷﺧﻳص ﺗوﭘﺎز (SG=3.5) و ﺳﻳﺗرﻳن (SG=2.65)، ﺗوﭘﺎز در ﻣﺎﻳﻊ ﻣﺗﻳﻟن ﻳدﻳد ﻓروﻧﺷت ﻣﻲ ﻛﻧد وﻟﻲ ﺳﻳﺗرﻳن ﺷﻧﺎور ﻣﻲ ﺷود.

2. ﻣﺗﻳﻟن ﻳدﻳد ﻛﻪ ﺑﺎ ﺗوﻟﺋن رﻗﻳق ﺷده اﺳت .(SG=3.05) ﺗورﻣﺎﻟﻳن (SG=3.05) در آن ﻣﻌﻟق ﻣﻲ ﺷود وﻟﻲ ﺗوﭘﺎز ﺑﺎ (SG=3.5) در آن ﻓروﻧﺷﺳت ﻣﻲ ﻛﻧد.

3. ﻣﺣﻟول ﻛﻟرﻳﺳﻲ (SG=4.2) را ﻣﻲ ﺗوان ﺑﺎ آب رﻗﻳق ﻛرد ﺗﺎ وزن ﻣﺧﺻوص آن ﻛم ﺷود ﻣﺛﻼ (SG=4) و ﻳﺎ (SG=3.52) ﺑرای ﺗﺷﺧﻳص اﻟﻣﺎس ﺑﺎ وزن ﻣﺧﺻوص 3.52 و ﻛروﻧدوم ﺑﺎ وزن ﻣﺧﺻوص .

4. آب ﻧﻣﻚ : (Salin Solution) وﻗﺗﻲ 7 ﮔرم ﻧﻣﻚ ﻃﻌﺎم (ﻫﺎﻟﻳت) در 500 CC آب ﺣل ﺷود ﭼﮕﺎﻟﻲ آن 1.12 ﺧواﻫد ﺑود و ﻛﻬرﺑﺎ ﺑﺎ SG=1.08 روی ﺳﻃﺢ آن ﺷﻧﺎور ﻣﻲ ﺷود وﻟﻲ ﻣﺗﺷﺎﺑﻬﺎت آن ﻣﺎﻧﻧد ﭘﻼﺳﺗﻳﻚ در آن ﺗﻪ ﻧﺷﻳن ﻣﻲ ﺷود.

نظرات (۰)

شما هم میتوانید اگر اطلاعاتی درباره گوهرشناسی - ویژگی گوهر سنگ ها دارید ،در این قسمت وارد کنید.

    ثبت نظر